ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1328
سفرنامه شاردن ( فارسى )
ببندند و بروند . برخى مردمان پيرمردان زمينگير و بيماران را ميان زنان مىخوابانند ؛ اگر كارشان پوشيده ماند حادثهاى روى نمىدهد ، اما اگر رازشان آشكار گردد خطرها دارد . زمانى كه من از آن سخن مىگويم دوبار چنين دشواريها در اصفهان اتفاق افتاد ، اما در دو سال اوّل سلطنت اين پادشاه ، در آبادىهاى پيرامن شهر بتخصيص در جلفا هر ده دوازده روز يك بار ، اين مشكل بزرگ روى مىنمود ، ولى از آن پس اندك اندك اين هوسهاى سركش عشقآميز كه شاه را همواره در برابر دلبريها و افسونكاريهاى معشوقههايش وادار به تسليم مىكرد كاسته شد ، و سرانجام آن پرىرويان آشوبگر را به ماندن در حرمسرا و بيرون نرفتن از آن عادت داد . وقتى پادشاه خيمه به صحرا زده و قصد بازگشتن دارد ، دستور حركت حرم نصف روز زودتر اعلام مىشود ؛ و چون آن ساعت فرارسد افراد اردو پس از خواباندن چادرها بر اسب سوار و از آن محل دور مىشوند ، و چون زنان حرم از اردوگاه دور شدند افراد به جايگاه خويش بازمىگردند . آنان چادرها و ديگر چيزها را چنان كه نهادهاند و رفتهاند مىبينند . گفتنى است كه حرم را شب هنگام ، و از راهى جدا و دور از راه اصلى باز مىگردانند ، و من اين رسم را در زمان پادشاهى شاه عباس دوّم ديدهام . در دوران سلطنت جانشين اين پادشاه نه تنها مردان بل زنان را از نزديك گذرگاه شاه و حرمش دور مىكردند تا مبادا يكى از زنان تماشاگر شيفته و فتنهء شاه شود . اين ممنوعيّت از آن ناشى شد كه هر زمان شاه در جلفا به گردش مىآمد گروهى از زنان ارمنى با آرايش تمام ، بعضى به دستاويز تقديم عرضحال شوهرشان ، و برخى به بهانهء تماشاگرى بر سر راه شاه مىآمدند و به دلبرى مىپرداختند ، مگر شاه آنان را ببيند و به معشوقى برگزيند . مىگويند شاه عباس دوم بدينگونه به دام عشق يك زن جوان ارمنى گرفتار آمد . او دختر خواجه وارطان داروغه جلفا ، و همسر يكى از بزرگان اين شهرك بود . شوهر اين زن از دو سال پيش به سفر رفته بود ، و وقتى شاه و اهل حرمش به خانهء او پا نهادند زن جوان چنان به دلبرى و افسونگرى از آنان پذيرايى كرد كه پادشاه مفتون و دلباختهء ظرافت و ملاحت وى گرديد ، و او را ربود . مىگويند اين تنها موردى است كه يكى از شاهان ايران زنى شوهردار را تصاحب كرده ، و به خود